false
بعد از آن هم آدم(ع) را فریب داد و موجب شد که از بهشت خارج و به زمین
“هبوط” کند و در این جریان دشمنیاش را نیز با انسان نشان داد. و هنوز هم
ما انسانها در معرض خطر او قرار داریم.
ولی در قرآن کریم “شیطان” گاهی
اعم از “ابلیس” است لذا در سورهی ناس میفرماید:”الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی
صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ”؛ “کسانی که وسوسه میکنند
برخی از جنیان هستند و برخی از انسانها هستند.” و در روایاتی ذیل این آیه
وارد شده که “برای دل هر مومنی دو گوش هست (دو راه انتقال اطلاعات و الهام
است) که یکی را فرشته الهام میکند، و دیگری را شیطان الهام و وسوسه
میکند.”
از این رو این وسوسهگر ممکن است از جنس انسانها باشد و ممکن است از جنس شیطانها باشد.
نتیجه:ابلیس یکی از شیاطین است و شیطان، اعم از جن و انسان است.
شیطان در آینهی قرآن:
که ابلیس خودش از نوع جن بود.
قرآن کریم در مورد شیطان تعبیرات بسیار تندی دارد و صریحاً اعلام میکند که:
“إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً”؛(1) “شیطان دشمن شماست، شما هم او را دشمن خود بگیرید.”
و
در جای جای قرآن خطرات شیطان را برای انسان گوشزد میکند زیرا اگر بخواهیم
با چنین دشمنی مبارزه کنیم حتماً باید او را بشناسیم و از اسرار کار او با
خبر شویم تا در مبارزه موفق شویم لذا برای بدست آوردن این شناخت قرآن کریم
شیطان را در آیات متعددی برای انسان چنین معرفی میکند:
ـ شیطان دشمن آشکار شماست.(2)
ـ شیطان دوست و همنشین بدی است.(3)
ـ شیطان آدم و حوا را فریب داد و موجب لغزش آنها شد و آنها را بیرون کرد.(4)
ـ شیطان (به هنگام انفاق) وعدهی فقر به شما میدهد و شما را از آن میترساند.(5)
ـ شیطان به فحشا (و زشتیها) دستور میدهد.(6)
ـ رباخواری را قرآن، نتیجهی ارتباط با شیطان میداند.(7)
ـ شیطان خواهان گمراهی انسان است و تلاش میکند تا انسان را به گمراهی و بیراهههای دور دستی بیفکند.(8)
ـ هر کسی شیطان را ولیّ خود برگزیند، دچار زیانکاری آشکاری میشود.(9)
ـ
شیطان فریبکارانه به انسان وعده میدهد، و آرزو اندیشی انسان را تقویت
میکند او را به سوی آرزوهای دور و دراز و غیرواقعی و سرگرم کننده سوق
میدهد.(10)
ـ قرآن شرابخواری و قمار بازی را از وسائل و دامهای
شیطانی معرفی میکند(11) و میفرماید:”شیطان میخواهد به وسیلهی شراب و
قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و نماز باز
دارد.”(12)
ـ شیطان برخی چیزها را برای انسان زینت میدهد و کارهای بد و ناپسند را در نظر انسان نیکو جلوه میدهد.(13)
ـ شیطان یکی از عوامل فراموشی یاد خداست و حتی عامل فراموشی خود انسان است.(14)
ـ شیطان وسوسهگر پنهان است.(15)
ـ شیطان میخواهد انسان را خوار کند.(16)
ـ شیطان مانع راه خداست.(17)
ـ شیطان انسان را به سوی آتش فرا میخواند.(18)
ـ شیطان انسان را به سوی کفر میکشد.(19)
ـ و یکی دیگراز دامهای شیطان اسراف کاری است و اسرافکاران برادران شیطان هستند.(20)
یکی
از فضلا به نام دکتر “فتح الله نجارزاده” کتابی را تحت عنوان “جنگ
بیپایان” نوشته که نبرد انسان با شیطان را که در آیات متعدد قرآن مطرح شده
جمعآوری و تحلیل نموده است که کتاب بسیار مفید و ارزندهای است.
پاورقی:
1 . فاطر / 6.
2 . یوسف / 5 و اعراف / 22.
3 . نساء / 38.
4 . بقره / 36 و …
5 . بقره / 268.
6 . همان
7 . بقره / 275.
8 . نساء / 60.
9 . نساء / 119.
10 . نساء / 120.
11 . مائده / 90.
12 . مائده / 91.
13 . انعام / 43.
14 . مجادله / 19.
15 . ناس / 4 و 5.
16 . فرقان / 29.
17 . نمل / 24.
18 . لقمان / 21.
19 . حشر / 16.
20 . اسراء / 27.
برابر
برخی روایات نام اصلی او “حارث” (ریشه اش حرث) بوده است که بر اثر عبادت
طولانی ( 10000سال آسمانی خداوند او را به عرش خود میبرد و پس از 10000 سال
آسمانی ) نام او به “عزازیل” یعنی عزیز خدا تغییر میکند، وی پس از عوحب
“ابلیس” نامیده شد که ابلیس بر وزن (افعیل) و از ریشه ی (بلس) می باشد و پس
از سر باز زدن از سجده از درگاه الهی “شیطان” نامیده شد؛نام های دیگر او
“ضریس، سرحوب،المتکون و المتکزور” و فکو فامیلاش عبارتند از “ابومره
(ابوقره) ، ابو کردو ،ابو لبینی، نایل(دختر وی)، ابو خلاف و .. “.
آیا میدانید؟؟؟؟؟
مگه نمیگن خدا شیطان رو از بهشت انداخت بیرون پس چطور شیطان رفت آدم هوا رو گول زد خوب بشینین تا واستون تعریف منم
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کی نبود ….
اون
قدیم قدیمااا (دوران اول خلقت آدم) خدا گفت آدم رو سجده کن او نکرد
چراااا؟؟؟ چون حریص شده بود “اینجاست که میگن هرچی ذاتت باشه همونی هااا
اخه شیطان اسمش حارث بود” میگفت من با این همه عزمت من که از جنس آتشم از
همه بر ترم به این تیکه خاک سجده کنم؟؟ خدا بخاطر این کار شیطان اون رو از
بهشت انداخت بیرون و شیطان قسم خورد که آدم و نوادگانشو گول بزنه (اینجا به
بعد داستان جالب میشه بچه ها ساکت باشین این شیطان چند روز پشت دره بهشت
میشینه که یه راهی پیدا کنه که بره تو بهشت همین موقعه ها بود که یه مار از
بهشت میاد بیرون، شیطان جنگی میره پیشه ماره میگه :مار جون چه کاره
هسنی؟؟؟ -حالو احواله شریف، خوفی؟؟ خلاصه ماره میگه چکار داری ها؟ شیطان
میگه من غلط کردم)): می خواهم برم پیش آدم سجدش کنم مار میگه خر خودتی تو
وو غلط کردن بعد شیطان میگه به مرگ خودم راست میگم مار میگه خودتیییی شیطان
میگه نگاه اگه من رو نبری تو ها تو که فردا پس فردا کفه مرگتو میذاری ما
من هی زندم وقتی این بچه های آدم بزرگ شدن میگم که دست و پاها و دم
نوادگانتو ببرناا اخه اولین مار دست و پا و دم داشت شبیه مارمولک و سوسمار
اینا بود) مار بدبخت میترسه میگه اوگییی بریمان بعد شیطان وارد جلد مار
میشه و میره پیشه حضرت هوا و به او گفت این میوه رو بخور تا آدم بیشتر دوست
داشته باشه و جاودان شی و همین حرف رو به حضرت آدم گفت، بعد این شیطان بعد
ها دست و پا و دم نوادگان مار رو برید و مار ها به این شکل امروزی در
امدن، دیدین چه مارمولک سیخ داری این شیطان.
شیطان در لباس حوری
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل لفرج مولانا و مقتدانا صاحب العصر والزمان
ملاصدرا
جمله زیبایی دارد:« خداوند بی نهایت است و بی مکان و بی زمان، اما به قدر
فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده
می شود و به قدر گمان تو کا گشا … . خداوند همه کس را همه چیز می شود،
به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل ها، به شرط طهارت روح و به شرط پرهیز از
معامله با شیطان
دوستان یه سوال؟؟؟؟؟
اگه کسی بدی شما رو بخواد شما با اون دوست میشین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من که عمرن دوست شم شما رو نمیدونم نظرتون رو بگین لطفا
ابلیس
حتی در حال عبادت نیز از وسوسه دست بر نمی دارد و از علاقه ی آدمیبه یک
خشت نیز برای فریب او بهره میبرد، ابلیس تو را فراموش نمی کند اما تو او را
فراموش میککنی به فرموده پیامبر (ص) : او همانند خون در رگ ، در وجود آدمی
جریان می یابد ،دل آدمی مسکن و رگ هایش راه گذار اوست، به هوش باشکه جز با
فضل و کمک الهی نمی توان بر او غلبه کرد
کجا سر بر آیم از این عار و ننگ که با او به صلحیم و با حق به جنگ
از شر شیطان به خداوند بزرگ پناه می برم
آیا میدانستید که حتی شیطان نیز میتواند توبه کند؟
تو
دوران حضرت موسی (ع) شیطان میره پیشه حضرت موسی میگه من میخواهم توبه کنم
تو که پیشه خدا عزیزی برو واسته شو حضرت هم قبول میکنن و ببخشش شیطان را از
خدا خواستار میشود خداوند میفرمایند:” ای شیطان باید بر سر قبر حضرت آدم
سجده کنی تا تو را عفو کنم ”
شیطان میگوید :خداوندا من بر زنده اش
سجده نکردم چه برسد بر قبرش، :03:و شیطان قبول نمیکند خداوند به او میگوید
هر زمان که فکر توبه به سرت رسید بر قبر آدم سجده کن تا تو را ببخشم
شخصي
را به جهنم مي بردند . در راه بر مي گشت و به عقب خيره مي شد . ناگهان خدا
فرمود : او را به بهشت ببريد . فرشتگان پرسيدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او
چند بار به عقب نگاه کرد … او اميد به بخشش داشت )پس هيچ موقع اميدتون
رو از دست نديد خدا در توبه رو به شیطان رو باز گذاشته چه برسه به بنده اش )
مهمترین دستیار شیطان کیست؟

در
بسياري از آيات قرآن كريم، پيروي از شيطان به عنوان سمبل ضد اخلاق معرفي
شده تا آنجا كه در بعضي آيات آمده است انسان دو راه در پيش دارد: يكي راه
خدا، و ديگري راه شيطان.
در قرآن شيطانپرستي، نقطه مقابل خداپرستي
قرار داده ميشود؛ نظير آيه: “أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيكُمْ يا بَنِي آدَمَ
أَن لاَّ تَعْبُدُوا الشَّيطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ * وَأَنْ
اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ؛ آيا پيمان نبستيم با شما اي
فرزندان آدم كه عبادت نكنيد شيطان را، كه او براي شما دشمني آشكار است و
اين كه مرا عبادت كنيد؛ اين راه مستقيم است؟ ” (يس، ۶۱ ـ ۶۲) اكنون سؤال
ميشود كه شيطان چيست؟ همان دنيا يا هواي نفس است و يا چيزي مستقل و جداي
از آن دو خواهد بود؟
بعضي گمان كردهاند كه شيطان چيزي جز نفس اماره نيست؛
ولي قرآن شيطان يا ابليس را موجود مستقلي از طايفه جن ميداند كه از آتش
آفريده شده و مستقل از انسان است؛ بنابراين شيطان در قرآن به معناي هواي
نفس يا نفس اماره يا قوه واهمه يا يكي ديگر از قواي نفس نيست و موجودي
مستقل است.
البته كلمه شيطان گاهي به انسان شرور نيز اطلاق ميشود و
شايد از ديد لغت به موجودي شرير (مثل هواي نفس) نيز اطلاق شود؛ اما آنجا
كه ابليس و جنود ابليس گفته ميشود كه شيطان نيز به همان ابليس منصرف است،
قطعاً در اين موارد منظور از آن، هواي نفس يا نفس اماره و نظاير آنها
نيست؛ مثل آيه: “يا بَنِي آدَمَ لاَ يفْتِنَنَّكُمُ الشَّيطَانُ كَمَا
أَخْرَجَ أَبَوَيكُم مِّنَ الْجَنَّةِ؛ اي فرزندان آدم (بپاييد) كه شيطان
فريبتان ندهد، چنان كه پدر و مادرتان را از بهشت بيرون راند “. (اعراف،۲۷)
عمده
كار شيطان، وسوسه كردن انسان است كه در چند مورد از آيات قرآن سخن رفته
است؛ نظير آيه: “فَوَسْوَسَ إِلَيهِ الشَّيطَانُ قَالَ يا آدَمُ هَلْ
أَدُلُّكَ عَلَي شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لاَّ يبْلَي؛ پس شيطان به او
وسوسه كرد، گفت: اي آدم آيا تو را هدايت كنم به درخت ابديت و قدرتي كه كهنه
نشود “. (طه، ۱۲۰)
كارهاي شيطان
كارهايي كه شيطان ميكند، در قرآن تحت چند عنوان دستهبندي شده كه توجه به آنها براي انسان ضروري است.
اجمالاً
ميتوان گفت: عمده كار شيطان، وسوسه كردن انسان است كه در چند مورد از
آيات قرآن سخن رفته است؛ نظير آيه: “فَوَسْوَسَ إِلَيهِ الشَّيطَانُ قَالَ
يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَي شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لاَّ يبْلَي؛
پس شيطان به او وسوسه كرد، گفت: اي آدم آيا تو را هدايت كنم به درخت ابديت و
قدرتي كه كهنه نشود “. (طه، ۱۲۰)
و آيات سوره ناس كه عمومي است و
به همه انسانها مربوط ميشود: “قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ … مِن
شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاس * الَّذِي يوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاس؛
بگو پناه ميبرم به پروردگار و صاحب اختيار آدميان …. از شرِّ وسوسه
شيطان كه وسوسه ميكند در دل انسان “.
سؤالي كه در اين زمينه طرح
ميشود، اين است كه وسوسه در دل انسان و به تعبير قرآن در سينه انسان به
وسيله شيطان چگونه انجام ميشود؟ از چه راههايي و به وسيله چه عواملي آن
را در ذهن انسان ايجاد ميكند؟ در قرآن در اين زمينه روي چند عامل تكيه شده
است:
۱. تزيين اعمال زشت: شيطان كارهاي زشت انسان را در نظر وي
تزيين ميكند. آيات فراواني موضوع تزيين شيطان را گوشزد كردهاند؛ نظير
آيه: “تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَي أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَينَ
لَهُمُ الشَّيطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيهُمُ الْيوْمَ وَلَهُمْ
عَذَابٌ أَلِيمٌ؛ به خدا قسم كه (انبيا را) فرستاديم به سوي امتهايي پيش
از تو، سپس شيطان كردار (بد) ايشان را در نظرشان زينت داد؛ پس او امروز
دوستدارشان است و درگير عذابي دردناكند “. (نحل، ۶۳) و آيه: “وَزَينَ
لَهُمُ الشَّيطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لاَ
يهْتَدُونَ؛ و شيطان كردارشان را برايشان زينت داد، پس ايشان را از راه
(خدا) بازداشت، پس آنان هدايت نيافتند “. (نمل، ۲۴)
۲. دادن
وعدههاي دروغ به انسان كه اگر اين كار را بكني، چنين و چنان ميشود كه در
بعضي آيات از چنين وعدهاي سخن رفته است، مثل آيه: “يعِدُهُمْ
وَيمَنِّيهِمْ وَمَا يعِدُهُمُ الشَّيطَانُ إِلاَّ غُرُورًا؛ (شيطان)
وعدهشان ميدهد و به آرزو كردن وادارشان ميكند و جز فريب، شيطان وعدهشان
ندهد “. (نساء، ۱۲۰)
۳. ترساندن انسان : يكي ديگر از كارهاي شيطان
است كه انسان را نسبت به آينده خويش بيمناك ميسازد و از اين رهگذر مانع وي
از انجام كارهاي خير ميشود.
خداوند در قرآن مجيد ميفرمايد:
“الشَّيطَانُ يعِدُكُمُ الْفَقْرَ؛ شيطان به تهيدستيتان وعده ميدهد “.
(بقره، ۲۶۸) و بدين وسيله شما را از كار مفيد اجتماعي اخلاقي انفاق باز
ميدارد.
شيطان و هواي نفس
اكنون كه معلوم شد شيطان چيست و كارش
چگونه است، سؤال ديگري درباره آن طرح ميشود كه آيا شيطان، مستقل از نفس و
هواي نفساني كار و انسان را منحرف ميكند و از كار خير باز ميدارد يا از
همان مسير؟
از بررسي آيات مربوطه ميتوان دريافت كه شيطان از طريق
هواهاي نفساني در انسان نفوذ ميكند و كار و تلاش وي را تأييد ميكند يا
تغيير ميدهد.
كارهاي زشت را در نظر انسان تزيين و وي را در انجام آن
تثبيت ميكند و در مقابل نيز او را ميترساند و از انجام كارهاي خير بازش
ميدارد و مسيرش را تغيير ميدهد.
انسان وقتي تحت تأثير وسوسههاي
شيطان، توجهش به ماديات و لذايذ دنيا جلب شد از خدا غافل ميشود و در دل او
جايي براي او باقي نميماند.
در قرآن در اين زمينه آمده است كه: “مَّا
جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَينِ فِي جَوْفِهِ؛ ِ خداوند براي هيچ
كس، دو دل در درونش قرار نداده است “. (احزاب، ۴)
كساني كه دنبال
شيطان ميروند و حلقه عبوديت و بردگي وي را گردن مينهند، كمكم شيطان بر
آنان مسلط ميشود و عامل اين تسلط سوء اختيار خود ايشان است؛ چنان كه
خداوند در اين زمينه ميگويد: “إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَي الَّذِينَ
يتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ؛ تنها تسلط وي (شيطان) بر
كساني است كه ولايت او را ميپذيرند و آنان كه به وسيله او (نسبت به خدا)
مشرك باشند “. (نحل، ۱۰۰)
و نيز ميگويد: “إِنَّا جَعَلْنَا
الشَّياطِينَ أَوْلِياء لِلَّذِينَ لاَ يؤْمِنُونَ؛ ما شياطين را دوستان
كساني قرار دادهايم كه ايمان نميآورند “. (اعراف، ۲۷)
يعني ايشان با سوء اختيار خود ايمان نميآورند و بدين وسيله زمينه را فراهم ميكنند تا شيطان بر آنان مسلط شود.
و
نيز در آيه ديگري ميگويد: “وَمَن يعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيضْ
لَهُ شَيطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ؛ و آنكه از ياد خدا چشم پوشد، براي او
شيطاني را برانگيزيم؛ پس او برايش همدم باشد “. (زخرف، ۳۶)
بنابراين
نخست اوست كه از خدا غافل ميشود؛ ولي پس از غفلتش از خدا، اين شيطان است
كه قرين و همدم و همراه او خواهد شد، افساري بر گردنش مياندازد و به هر جا
كه خاطرخواه اوست مي كشاندش؛ پس اين سوء اختيار خود انسان است كه باعث اين
اوضاع و احوال ناراحت كننده ميشود.
بنابراين نتيجه ميگيريم كه
گرچه شيطان موجودي است مستقل از هواي نفس؛ اما مستقل از هواي نفس نميتواند
كاري بر ضد انسان انجام دهد؛ بلكه همان هواها و خواستههاي نفساني ما را
تأييد ميكند؛ يعني در برابر هواي نفس، استقلال وجودي دارد؛ ولي استقلال
عملي ندارد.
در خاتمهي اين مقاله با توجه به آنچه در اين زمينه گفتيم
ميتوان به اين نتيجه كلّي رسيد كه آنچه ما را از وصول به ارزشهاي اخلاقي
باز ميدارد در يك عنوان كلّي هواي نفس است كه موضوع يا متعلّقش زندگي
دنياست و به وسيله شيطان تأييد و تزيين ميشود.
![]()
قاتل شیطان کیست؟
در روايات ديگرى وارد شده كه : شيطان به مرگ طبيعى از
دنيا نمى رود، بلكه او را مى كشندو در آخرالزمان كشته مى شود. حال چه كسى
او را مى كشد، اختلاف است . بعضى از روايات مى گويند: امام زمان (عج ) وقتى
ظهور كند آن ملعون را مى كشد. امام صادق عليه السلام فرمودند: وقتى قائم
ما قيام كند، مى آيد در مسجد كوفه شيطان هم مى آيد و به زانو در مقابل آن
حضرت قرار مى گيرد و مى گويد: واى از اين روز سختى كه در كمين من است . در
اين موقع امام زمان (عج ) موهاى جلوى پيشانى او را مى گيرد و آن ملعون را
گردن مى زند.(85)
در بعضى از روايات وارد شده كه حضرت رسول كشنده شيطان است . امام صادق عليه السلام فرمود: ((شيطان در زمان رجعت روى صخره بيت المقدس به دست حضرت رسول صلى الله عليه و آله كشته و ذبح مى شود)).(86)
نيز عبدالكريم خثعمى مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: ((وقتى
شيطان گفت : خدايا! مرا مهلت ده تا روز قيامت ، قبول نكرد و در جواب آن
ملعون فرمود: تو را مهلت مى دهم تا وقت معلوم عليه السلام . و مراد از آن
وقت ، هنگام رجعت اميرالمؤمنين عليه السلام به دنيا است )).
عبدالكريم
گويد: از حضرت پرسيدند: آيا براى آن حضرت رجعتى است ؟ فرمود: بلى ، هيچ
امامى نيست ، مگر آن كه در قوت رجعت آن امام ، مؤمن و كافر اهل زمانش با او
برمى گردند. تا مؤمنان را بر كافران غالب و پيروز گردانند.
وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام با اصحاب خود رجوع نمايد، شيطان هم با لشكرش حاضر شوند و وعده گاه جنگ آنها در زمين ((روحا)) كه از زمين فرات و در نزديكى كوفه است ، مى باشد.
پس
اين دو لشكر مى جنگند، به طورى كه تا آن زمان چنان كشتارى انجام نشده
باشد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: گويا اصحاب اميرالمؤمنين عليه
السلام را مى بينم كه به پشت برگشته اند و از شدت و سختى جنگ صد قدم به عقب
رفته اند و گويا آنها را نگاه مى كنيم كه پاهاى بعضى از آنها در آب فرات
رفته است .
در اين هنگام ملائكه خشم الهى از پشت آب ها فرو مى آيند و
جنگ به حضرت رسول صلى الله عليه و آله واگذار مى شود. آن حضرت در جلوى لشكر
و حربه از نور در دست مبارك ايشان است ؛ چون شيطان نگاهش به آن حضرت
بيفتد، پشت كرده و بگريزد. ياران او وقتى كه فرار او را مى بينند مى گويند:
كجا مى روى و حال آن كه بر آنها غالبى ، در جواب گويد: من مى بينم آن چه
را شما نمى بينيد. من از خداوند عالميان مى ترسم .(87)
در
اين هنگام ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله به او حمله مى كند و ضربتى بين
دو كتف او مى زند كه به همان ضربه نابود مى شود و لشكرش نيز هلاك خواهند
شد. بعد از آن ، خداوند عالميان پرستش مى شود؛ در حالى كه براى او هيچ
شريكى در روى زمين باقى نمى ماند و عبادات همه خالصانه است . آن گاه
اميرالمؤمنين عليه السلام در زمين چهل و چهار هزار سال پادشاهى مى كند. و
عمرها طولانى مى گردد به طورى كه از هر انسانى هزار اولاد به وجود مى آيد
true
true
https://safirekerman.com/?p=11619
true
true









