false
سیاست ما عین دیانت ماست؛ این یکی از معروف ترین جمله هایی است که در عرصه فعالیت های سیاسی شنیده ایم و بارها سرلوحه کار خویش قرار داده ایم.
به نظر بنده اسلام به عنوان سیاسی ترین دین الهی مطرح است، چرا که در بسیاری از آیات قرآن و رفتار و منش بزرگان این سیاست را می توان دید.
در دین اسلام آرمان های زیادی برای به کمال رسیدن وجود دارد و مهم ترین آن ها شهادت است؛ شهادت یعنی نبرد محق در برابر نا حق و این به نوبه خود بالاترین سیاستی است که در سایر دین ها وجود ندارد.
اما بعضی ها سیاست را همان گونه ای که علاقه دارند تعبیر می کنند؛ بعضی ها پنهان کاری را سیاست می دانند و بعضی دیگر دورویی و نفاق را.
بهترین سیاست، صداقت است و سیاستمدار باید صادق باشد و در برابر رفتارهایش مسئول و خدمت به مردم را وظیفه خود بداند.
در کشور ما سیاستمداران دوره اصلاحات از سیاست چنان غولی ساختند که اگر جوانی بخواهد سیاسی شود باید پنهانی و دور از نظر خانواده اش این کار را انجام دهد، چرا که سیاست را زشت ترین و کثیف ترین فعالیت برای جوان معرفی کردند.
این نوع عملکرد، سیاست نام ندارد بلکه سیاست زدگی است که از طرف بعضی مسئولان علیه نیروی فکری جوان کشور تحمیل شده است تا آن ها را از سیاست جدا کرده و خود بتوانند بر گسترده شدن فساد دامن بزنند.
رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی های خویش فرمودند: “خدا لعنت کند کسی را که نخواهد جوان ما سیاسی شود، البته سیاست جوان به معنی سیاست زدگی نیست”.
اما سیاست مسئولان در قبال جوانان، نسبت به این سخن امام خامنه ای چنان فاصله ای گرفت که جوان امروز خود را در مقابل سیاست ناب اسلامی نمی بیند بلکه در مقابل ریا، نفاق، تزویر و ثروت اندوزی می بیند.
سیاستمدارانی را نیز داریم که راه درست را در پیش گرفتند و با استفاده از رهنمود های دین مبین اسلام و منویات مقام ولایت به روشنگری پرداختند اما چنان به حاشیه رانده شدند که قدرتی را برای تحول نخواهند داشت.
جوان امروز چنان دچار فراموشی از اصل سیاست شده است که با اندک امتیازی جذب گروه های منحرف خواهد شد.
دوستان جوانی در دانشگاه حضور دارند که قبل از فعالیت های سیاسی، لبیک یا خامنه ای شان گوش فلک را پر می کرد اما اکنون در زمینی مشغول بازی شده اند که جز نیرنگ، فساد، انحراف و ثروت اندوزی چیز دیگری یافت نمی شود.
این سری افراد را می توان در زمره خواص بی بصیرت قرار داد؛ چرا که در هر برهه از زمان به جای گام نهادن در مسیر حق، خود را بازیچه سیاستمدارانی قرار می دهند که برای به دست آوردن قدرت، از هیچ کاری کوتاهی نمی کنند.
چنین سیاستی را ماکیاولیسم و چنین سیاستمدارانی را ماکیاول می گویند که برای حفظ و به دست آوردن قدرت حتی حاضر به پایمال کردن عقاید و آرمان های خود نیز می باشند.
به هر حال شایسته است به یاد آوریم کسانی را که در راه اصلاح سیاست این مملکت جان خود را فدا کردند تا راه درست را به ما نشان دهند که از آن جمله می توان شهید مدرس، شهید باهنر و شهید رجایی را نام برد.
در آخر باید اعلام کنم که جوان امروزی از هوشیاری خاصی برخوردار است و به درستی مسیر خود را پیدا خواهد کرد و اندک جوانانی که در خواب غفلت فرو رفته اند را ولایتمدار نمی دانیم؛ چرا که طریق ولایت و هدایت با ثروت و فساد یکی نیست.
true
true
https://safirekerman.com/?p=12216
true
true









