false
انتخابات مجلس نهم را میتوان نقطهي عطف معناداري در سپهر سیاسی ایران
اسلامی قلمداد کرد؛ نقطه عطفی که با رقابت درون اصولگرایی و مشارکت ۶۴
درصدی مردم، بیش از هر دورهی ديگري نيازمند تحلیل و تفسیر نخبگان است.
نیامدن
اصلاح طلبان نه تنها مشکلی ایجاد نکرد، بلکه به گونه ای معکوس اثر گذاشت و
این حقیقت بیش از پیش آشکار گشت که آرای خاکستری و منتقدی که جريان فتنه
مدام از آن سخن میگفت، یک بلوف سیاسی برای به تاخیر انداختن مرگ محتوم این
جریان بوده است. اگر چه فتنه گران حضور مردم را بسته به تحریم كردن يا
نكردن انتخابات از سوی خود میدانستند و میکوشیدند تا از کاهش مشارکت به
عنوان ابزار فشاری علیه نظام بهره ببرند، در عين حال، نتیجهي انتخابات
نشان داد كه در ایران، نه تنها در میان مردم، کسی معطل آنها نیست، بلکه
مردم به کلی از اصلاح طلبان عبور کرده اند. انتخابات مجلس نشان داد كه
آنقدر تنوع سلایق در میان اصولگرایان هست که جایی برای اصلاح طلبان باقی
نماند.
حضور نيافتن جريان فتنه، رقابت را از خارج به داخل کشور
کشید و این بار بهجای آنکه دعوا میان وابستگان فکری غرب و وابستگان فکری
انقلاب و ولايت باشد، رقابت میان خوبها و خوبترها درگرفت. مردم فضایی
سالمتر برای انتخاب را حس کردند. احساس کردند كه جنگ قدرت رخت از میان
بسته و جنگ خدمت آغاز شده. در واقع نیامدن جريان فتنه، “امیدواری” بیشتر
مردم و حضور پرشورتر آنان را موجب شد نه “دلسردی” آنان را.
در واقع
شاید بشود این گونه تعبیر کرد که اگر ۹ دی، پايان فاز امنيتي و سياسي فتنه
بود و نشان داد آنان نمیتوانند در عرصه سیاسی کشور با دیکتاتوری و
برنتافتن رأی اکثریت همچنان آشوبآفرین باشند، انتخابات مجلس نهم، تکلیف
فاز اجتماعی فتنه را هم به گونه ای تمام عیار روشن کرد تا آنان که با
حمایت BBC و VOA برای مردم تصمیم میگیرند، بدانند در ایران حتی در میان
آرای خاکستری هم دیگر جایی برایشان وجود ندارد.
افزايش مشاركت در
تهران از ۳۲ درصد مجلس هشتم به ۴۸ درصد در مجلس نهم كه به معني يك و نيم
برابر شدن ميزان آرا و در واقع رشد ۵۰ درصدي اعتماد مردم است، همين واقعيت
را نشان ميدهد. آنهم در حاليكه جريان فتنه حدود سه سال بر طبل
بياعتمادي مردم به انتخابات و مجريان آن و نبود سلامت در انتخابات كوبيده
بود.
شرکت غیرمنتظره محمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم را هم باید در
همین راستا و به خاطر احساس خطر او از حذف شدن ارزیابی کرد. وی بی
اعتمادی مردم به اصلاحات را دریافت اما این بیماري صرفا با حضور در
انتخابات شفا پیدا نخواهد کرد چرا که مردم واقعا در هنگام رای دادن به تنها
چیزی که فکر نمی کردند حضور و یا عدم حضور او در انتخابات بود. وی فهمید
که جريان اصلاحات براي احياي مجدد، چاره ای ندارد جز آنکه با صدای بلند
بگوید اشتباه کردم و اشتباهاتش را جبران كند و نسخه حداقلی این بیمار،
اعتراف با صدای بلند به اشتباههاي گذشته است نه قايم باشك بازي.
انتخابات
مجلس نهم در کنار آن “آری” رسا و بلندی که خطاب به نظام داشت یک “نه” بزرگ
به فتنه گران بود. اکنون رقابت بر سر ابراز ارادت بیشتر به رهبری و
ولایتمدارتر بودن است و در این رقابت، مردم اعتمادشان به انقلابی ترها و
ولایتمدارتر ها سوق پیدا کرده است و این یعنی کابوس وحشتناک فتنه گران و
اعلام رسمی مرگ فتنه توسط ملت ایران.
true
true
https://safirekerman.com/?p=12369
true
true









